عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
به نام کلام دروغین عشقچند وقتی بود که میخواستم برای تو درد این قلبی را که شکستی و رفتی بنویسماما تا میخواستم بنویسم قطره های اشکم بر روی کاغذ میریختو نمی توانستم آنچه را که میخواهم بر روی صفحه کاغذخیس بنویسم.حالا دیگر یک قطره اشک نیز در چشمانم نمانده وهمان قلب شکسته ام تنها یادگار از عشقت به جا ماندهقلبی که یک عالمه درد دارد ، دردی که مدتهاست دامنگیرش شده است.از آن لحظه ای که رفتی در غم عشقت سوختم و با لحظه های تنهایی ساختم.نمی توانستم از او که مدتها همدل و همزبانم بود جدا شوم ،
RSS