
نوشته شده توسط : shayanfol
مورد داشتیم جدید و خنده دار 93 مورد داشتیم جدید و خنده دار 93مورد داشتیم پسره به خاطر فوت اقوامش تا ۴۰روز به ابروهاش دست نزده … مورد داشتیم جدید و خنده دار 93مورد داشتیم پسره رفته خرید دست رو هرچی گذاشته فروشنده گفته جنسش خیلی عالیه خودم از همین جنس برای خواهرم برداشتم خیلی هم راضیه ! مورد داشتیم جدید و خنده دار 93مورد داشتیم دختره پشت کوله پشتیِ دانشگاش نوشته بوده : عاقبت شوهر نکردن ! مورد داشتیم جدید و خنده دار 93مورد داشتیم پسره با خشتکش داشته خیابونارو جارو میزده شهرداری همونجا با حقوق و مزایای عالی استخدامش کرده ! مورد داشتیم جدید و خنده دار 93ﻣﻮﺭﺩِ شش تایی ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺍﻣﯿﺪ ﺑﻪ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ولی متاسفانه ﺑﻪ ﺁﺳﯿﺎ ﻫﻢ ﻧﺮﺳﯿﺪﻥ ! مورد داشتیم جدید و خنده دار 93مورد داشتیم دختره عاشق پسره شده پسره گفته بیخیال من شو ، من جای خواهرتم ! مورد داشتیم جدید و خنده دار 93مورد داشتیم یه کلیپس سرشو از پنجره اتوبوس بیرون آورده کلا مرکز ثقل رو تغییر داده اتوبوس چپ کرده ! مورد داشتیم جدید و خنده دار 93مورد داشتیم پسره با باباش رفته بیرون پلیس پدره رو گرفته گفته خانم کی باشن ؟ مورد داشتیم جدید و خنده دار 93مورد داشتیم دختره از رو آگهی همشهری مخاطب خاص پورشه دار پیدا کرده ! مورد داشتیم جدید و خنده دار 93مورد داشتیم با کناری ما کنار نمی اومده میخواست کنار بکشه ولی الان کنار کناریمون پارک دوبل زده تازه ریختن رو هم واسه تخریب ما ! مورد داشتیم جدید و خنده دار 93مورد داشتیم دخترِ از بی خواستگاری رفته جلوی کوه داد زده : با من ازدواج میکنی ؟ از کوه انعکاس صدا اومده : با من ازدواج میکنی ؟ دختره هم جواب مثبت داده مورد داشتیم جدید و خنده دار 93مورد داشتیم بعد خونه تکونی یه فرش اضافه اومده ! مورد داشتیم جدید و خنده دار 93مورد داشتیم که میخواسته با شاهزاده سوار بر اسب سفید ازدواج کنه هول شده با اسب سفید شاهزاده ازدواج کرده ! مورد داشتیم جدید و خنده دار 93مورد داشتیم هیچ موردی نداشته که بهش گیر بدیم ! مورد داشتیم جدید و خنده دار 93مورد داشتیم طرف به خاطر تنها عشقش میخواسته خودکشی کنه ولی اون یکی مخاطب خاصش نذاشته ! مورد داشتیم جدید و خنده دار 93مورد داشتیم طرف اسم بچشو گذاشته ستایشِ ۲ ! مورد داشتیم جدید و خنده دار 93:: بازدید از این مطلب : 319 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : shayanfol
فرمت فایل: mkv توضیح کوتاه:
The.Ruins.720p.2008.mkv - 499.4 MB :: بازدید از این مطلب : 423 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : shayanfol
شب تنها تو خونه با پسر خالم نشسته بودیم فوتبال شرطی میزدیم یه صدایی از بالا پشت بوم.اومد صدای قدم زدن ارام و اهسته.احتمال دادیم دزده.در رو من قفل کردم.در پشت بوم هم معمولا بازه. داشت از پله ها میومد پایین ترسیدیم پسرخالم در رو باز کرد گفتم باز نکن گفت هیچی نمیشه.حالا چی بود یه گربه سیاه با چشمای ابی.از پایین در رفت داخل اتاق من رفتم یه عروس و داماد دیدم صورتشون خونی بود بهم اخم کردن رفتن دنبالش کنم رفتم تو اتاق هیچی نبود. پسر خالم اومد رو سینه ش جای چنگ خوردن بود ازش پرسیدم چی شده گفت فقط زود از اینجا فرار کن گفتم چرا؟؟؟گفت گمشو برو دیگه منم وایسادم گفتم تا نگی نمیرم گفت اونا میخوان ما رو بکشن.گفتم بلن شو با هم بریم گفت نمیتونم اره پاهاش هم زخمی بود مجبور شدم کولش کنم.خیابون خلوت بود حتی یه ماشین هم رد نشد همون روح عروس و داماد هنوز دنبالمون بودن.من برگشتم کامل عروس رو نگاه کرد وای تا حالا همچین عروسی ندیده بودم گل خار دار و خشکیده یه چشمش کاملا سفید بود مثل فیلمای خارجی شده بود.هرچی تونستم دویدم پسرخالمم رو کولم بود کمرم داشت میشکست.اما داماده برگشت عروسه تنها دنبالمون میومد زیر لبم گفتم تا جایی که بتونم میدوم تا اینم برگرده.نزدیک بیست دقیقه دویدم دیگه ردی ازش نمونده بود نمیدیدمش.از دور چراغ یه ماشین رو دیدم گفتم دیگه راحت شدم پسرخالمو گذاشتم کنار جاده جلو ماشین بالا پایین میپریدم دست تکون میدادم تا برام وایسه .بهم رسید برام یه ترمز زد .گفت بپر بالا داره بهمون میرسه با پسرخالم نشستم عقب .جلو پر بود خانومش نشسته بود پسر خالم حالش خیلی بد بود باهاش حرف زدم گفت دارم میمیرم.راننده جریان رو ازم پرسید منم همه رو گفتم یارو غش غش زد زیر خنده هنو داشت میخندید گفت شما انسان ها حقتونه هاهاهاها....منم گفتم منظورت از انسانها چیه؟؟؟یهو صداش عوض شد لباساش همینطور.تو بیابون بودیم یهو خانومش برگشت بهم نگاه کرد ای دل غافل همون عروسه بود با همون دسته گلش.پسر خالمو اول هولش دادم بیفته بیرون بعد خودم رو پرت کردم بیرون یهو همه چیز از جلو من محو شد نه ماشین نه عروس نه داماد. ما رو ترک کردن هردو مون خواب رفتیم صب با صدای عرعر خر بیدار شدیم بیابون خشک و بی آب و علف تا جاده دو نفری سوار خر شدیم زیر آفتاب داغ نشسته بودیم منتظر یک ماشین بالاخره اومد پسرخالم هنوز داشت درد میکشید هر دو مون عرق کرده بودیم.تشنه هیچ پولی دستمون نداشتیم یارو اول نمیخاست سوارمون کنه به هر زوری بود گفتم داداش سوار کن دو برابر بهت پول میدم داره میمیره.خلاصه رسیدیم خونه مادربزرگ و ...بالاخره بعد شیش ماه فهمیدم تو خونه ای که ما خریدم یه عروس و داماد شب اول عروسیشون به قتل میرسن عده ای میگن جن و ارواح اونو کشتن بعضی اما جواب پزشکی قانونی میگه خفگی و اونجایی هم که مارو بردن جایی بود که خودشون دفن شدن.از اون موقع خیلی ها رو اینجوری اذیت کردن نظرا یادتون نره ها :: بازدید از این مطلب : 304 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : shayanfol
خانمه میره بانک یارانهش روبگیره، بانکیه میگه: بریزمش به حساب جاریتون؟ :: بازدید از این مطلب : 230 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : shayanfol
آدمــــــا
:: بازدید از این مطلب : 240 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : shayanfol
گرگها هرگز گریه نمیکنند اما گاهی عرصه زندگی چنان بر آنها تنگ میشود :: بازدید از این مطلب : 236 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : shayanfol
انتظــار سخــت اسـت ، :: بازدید از این مطلب : 254 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : shayanfol
وقتی دهکده ای آتش می گیرد همه دودش را می بینند اما وقتی قلبی آتش می گیرد کسی شعله اش را نمی بیند! :: بازدید از این مطلب : 245 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
|
موضوعات آرشیو مطالب آخرین مطالب مطالب تصادفی مطالب پربازدید پشتیبانی LoxBlog.Com
|